۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

شناسایی شد!





برای اطلاعات بیشتر به این وبلاگ مراجعه نمائید.

پیش به سوی سرنگونی دیکتاتور!


جنبشهای آزادیخواهانه، سرتاسر خاورمیانه را فراگرفته و حتی دامنۀ آن در حال رسیدن به خاور دور است.

وضعیت سیاسی و اجتماعی ایجاد شده در منطقه و موضع افکار عمومی جهان بین الملل بهترین فرصت برای سرنگون کردن دیکتاتورها را فراهم کرده که باید از آن کمال بهره را جست.


۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

ضرورت توافق همگانی بر سر تاریخ تظاهرات!

آنچه در روزهای اخیر مشاهده می شود تکرار برخی از اشتباهات سال گذشته است که مطمئناً می تواند باز هم به جنبش مردمی ضربه بزند.
تا زمانی که سیستمی کارآمد در جهت تظاهرات روزانه و پراکنده در جامعه جا نیافتاده، تنها راه ما، ایجاد تظاهراتی پرتعداد و وسیع است که از سویی بازتاب خبری پررنگی داشته باشد و ضربۀ مهلکتری به رژیم وارد کند و از سوی دیگر موجب کاهش تلفات و دستگیریها شود. باید بدانیم که پرتعدادی و گستردگی تظاهرات، توان رژیم را در برخورد با آن کاهش می دهد.
این امر محقق نمی شود مگر اینکه ما بر سر تاریخ دقیق روز تظاهرات توافق کنیم و به صورت متمرکز به اطلاع رسانی در مورد آن بپردازیم.
این مسئله بسیار پراهمیت است که روز تظاهرات برای همگان روشن باشد، یعنی همان چیزی که در مورد تظاهرات پیشین
انجام شد.
تدارک و تبلیغات موثر نیز از امروز به فردا میسر نیست و حداقل به چندین روز انتشار در تمامی رسانه ها محتاج است.

شوربختانه
اخیراً هر کس به میل خود پوستری می سازد و یا اطلاعیه ای تهیه می کند و یک روز خاص را بدون هماهنگی به عنوان روز تجمع و راهپیمایی معرفی می کند که در نتیجه چیزی جز سردرگمی و چنددستگی حاصل نخواهد شد.

گمان آن نیز می رود که برخی از این فعالیتهای گمراه کننده، از سوی عمال رژیم انجام شود و از اینرو
برای هماهنگی و سازماندهی بهتر، ضرورت توجه به نهادها و منابع معتبری که فراخوانهایی مشخص و مورد اعتماد جهت برپایی تظاهرات و مراسم جنبش مردمی صادر می کنند، بیش از پیش احساس می شود.


رژیم اسلامی را منقرض می کنیم!









۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

بررسی ماهیت توده های حاضر در نمایشات رژیم اسلامی


در ساختار اجتماعات حماسه ساز حکومتی! همواره افراد و اقشاری شرکت می کنند که از نظر کمی و کیفی مورد بهره برداری دستگاه پروپاگاندای رژیم قرار می گیرند.
شناخت تفاوتها و تمایزهای میان این اقشار برای رویارویی عقلانی با آنها الزامیست و در تحلیل تحولات جنبشهای اجتماعی نیز
بایستی همواره نقش و تاثیر آنها مد نظر قرار گیرد.

در این بین مهمترینها عبارتند از:

1- حکومتیان (نقش کیفی)
2- شریکان (نقش کیفی)
3- افراطیان (نقش کمی و کیفی)
4- سنتیان (نقش کمی و کیفی)
5- ساده لوحان(نقش کمی)
6- روسپیان (نقش کیفی)
7- مرعوبان (نقش کمی)
8- نابالغان (نقش کمی و کیفی)



1- حکومتیان:
دستۀ اول شامل باند قدرت و در واقع کارگردانان نمایشهای حکومتیست که همگی اعضای نافذ و دارای پایگاه و جایگاه و منسب در ساختار دیکتاتوری می باشند.
افراد فوق الذکر از لحاظ کمی نقش مهمی در اجتماعات ندارند، بلکه حضورشان از لحاظ کیفی و تبلیغاتی واجب است.


2- شریکان:
اعضای این دسته نیز به نوعی با ساختار قدرت در پیوند هستند و از گوشه ای از این سیستم فاسد به طور مستقیم ارتزاق می کنند.
حضور این حماسه سازان پشمکی، هوشیارانه و از روی آگاهی ایشان به ابعاد و جوانب کار است و دارای منافعی کلان و دراز مدت از ماندگاری سیستم کنونی هستند. بخشی از بدنۀ نظامیان، بازاریان و دولتیان بالارتبه و آخوندان میان رتبه به این دسته تعلق دارند.
این حامیان تا جای ممکن برای حفظ موقعیت خود با چنگ و دندان، در صحنۀ فساد و جنایت و دریوزگی حاضر هستند.
در ضمن تئورسینهای قدرت ومهملنویسان کیهان و فارس نیوز و صدا و سیما و تولیدات مدرسۀ حقانی و امثالهم نیز که بعضاً حضورشان دیده می شود، در این دسته جای می گیرند.
در ضمن نسل دوم این افراد که بر خوان نعمت و ثروت بادآوردۀ پدران جنایتکار خود نشسته اند، گاه با ظاهری غیرمذهبی و امروزی به ایفای نقش می پردازند.


3- افراطیان:
پایه های ایدئولژیک نظام بر اعضای این دسته استوار است که به طور اخص شامل آخوندان درجه سوم، طلاب و بسیجیان و جوانان شستشوی مغزی داده شده، می شود.
حضور این جیره خواران در هیبت پایگاهها و حسینیه ها و مساجد و ... صورت می گیرد. این دسته از پایینترین درجۀ بهبودیابی و اصلاح پذیری فرهنگی برخوردار است و تلاش ایشان برای حفظ نظام که از روی تعصب و جزمیتشان ناشی می شود و همواره با درگیریهای فیزیکی رادیکال و مخاطره آمیز همراه است (به خصوص در ردۀ سنی جوان و میانسال!) ، زیانهای جانی و فجایع خونباری برای جبهۀ حکومتی و جبهۀ معترضان ضد حکومت دربر دارد.
غالباً گروههای اراذل و اوباش لباس شخصی با نام حکومتی "خودسر!" و نیروهای فشار و سرکوبگران از این دسته انتخاب می شوند.
قویترین بازیگران صحنه همین برادران ارزشی هستند و کاملاً در نقش خود غرق شده اند. ایشان معمولاً قضیه را جدیتر از دیگران می گیرند و در راه آن با تمام وجود جانفشانی می کنند و به این دلیل از نظر تبلیغاتی نیز کارکرد زیادی دارند.


4- سنتیان:
شاید برخی اوقات تشخیص ظاهری این گروه با گروه پیشین مشکل باشد.
برخی از آخوندان محلی و عوام مسن مذهبی سنتی و کم سواد و فرزندان ایشان که خصوصاً در مناطق محروم روستایی و شهری سکنی دارند این دسته را تشکیل می دهند. این افراد قالباً منجمد شده در دهۀ اول انقلاب یا ذوب شده در ولایت و یا ترکیبی از هر دو! هستند و انرژی هسته ای حق مسلمشان است، درحالیکه اساساً تصور و اطلاع چندانی در مورد چیستی آن ندارند.
تلاش برای ایجاد تغییرات فرهنگی در این قشر و آشنا کردن ایشان با دموکراسی و سکولاریسم نیز آب در هاون کوبیدن است و اتلاف انرژیست.
سنتیان از لحاظ روحیۀ تهاجمی در مقایسه با دستۀ افراطیون آزار چندانی ندارند اما به دلیل وجود معضلات اقتصادی در این گروه، ظرفیت افراطی شدن اعضای جوان آن بالاست.
وجود منافع مالی در کنار توجیحات ایدئولژیک این افراد را تبدیل به بسیجی می نماید.


5- ساده لوحان (معروف به ساندیسخوران):
اعضای این دسته که نام ساندیسخوران را نیز به یدک می کشند معرف حضور همگان هستند. ساندیخوران به دلیل ولع و طمع برای به دست آوردن کمترینها و شاید برآوردن احتیاجات پا به عرصۀ نمایش می گذارند و رژیم نیز با مژدگانیهای فریبنده ای چون پرداخت پول و سکه و قبض آب و برق، اهدای غذا و نوشیدنی مجانی، وعدۀ معافیت سربازی و ورود بدون کنکور به دانشگاه و ... این ساده لوحان را به صحن نمایش می کشد و از نظر کمی می توانند کمک بسیاری به اجتماعات حکومتی بنمایند.
این افراد معمولاً سرگرم روزمرگی هستند و حتی به منافع موقتی و گذرای یک روزه نیز دلخوش می باشند و عقیده دارند که "کاچی بهتر از هیچی!" یا "سیلی نقد به از حلوای نسیه!"
متعلقان به این دسته پتانسیل این را دارند که اگر منافع ملموس دیگری را حتی در جبهۀ معترضان به حکومت نیز ببینند، بدانها بپیوندند و اساساً نقش مهمی در معادلات سیاسی نداشته و ندارند و نخواهند داشت. شوربختانه فقر فرهنگی و فقر اقتصادی با غلظت های گوناگون گریبان این افراد را گرفته و در صورت رفع این معضل می توان به بهبود آنها در دراز مدت امیدوار بود.


6
- روسپیان:
حضور این افراد که دارای پروندۀ کیفری هستند نیز بیشتر برای بعد تبلیغاتی نمایشات است و از این رو باید آنها را در این تقسیمبندی جای داد.
از هر دو جنس مذکر و مونث این قشر در قالب نماهایی بسته و حساب شده و به اشکال متفاوت استفادۀ ابزاری می شود.


7- مرعوبان:
این دسته نیز اکثراً از کارمندان و مستمری بگیرانی تشکیل شده که از نظر سازمانی پایین رتبه هستند و با ارعاب مقامات بالاتر و از ترس از دست دادن "همان حقوق بخور و نمیر" و تبعات اداری دیگر به حضور در اجتماعات حکومتی "تن در می دهند" و علیرغم عدم رضایت از اوضاع جاری کشور و شکایت مستمر از وضع دشوار زندگی که معمولاً به صورت پنهان ابراز می شود و عرصۀ ظهور اجتماعی آن قالباً در صحن تاکسی و در مسیر سر کار و خانۀ استیجاری می باشد، مجبور به تظاهر و بازیگری می شوند. این افراد فحشهای خود را در دلشان یا درمیان خانواده و نزدیکان و سایر اماکن امن نثار حکومت می کنند.
دغدغۀ اصلیشان معضلات اقتصادیست و نیم نگاهی نیز به اوضاع سیاسی و فرهنگی دارند و بعضاً اخبار را ازرسانه های خارجی به نحوی دنبال می کنند!
در صورت هرچه قدرتمندتر شدن مخالفان رژیم و در مقابل ضعیف شدن بازدهی موتور سرکوب و ارعاب، اعضای این گروه به میزان بیشتری تغییر موضع داده و به جمع معترضان علنی حکومت اسلامی می پیوندند.
سربازان و دبیرستانیها و شاغلین سایر نهادها نیز که با ابزار تهدید و ارعاب به خیابان کشیده می شوند به این دسته تعلق دارند.


8- نابالغان:
همانطور که از اسم این دسته پیداست، نوجوانان و کودکان و خردسالان تشکیل دهندۀ آن هستند.
شاید بتوان این دسته را به دیگر دسته ها وابسته دانست ولی ابعاد جمعیتی آن ملزم می کند که بدان به صورت جداگانه پرداخته شود.
در واقع آگاهی و قدرت تحلیل پایین و در عین حال بالا بودن احساسات و هیجانات در رده های سنی کودک و نوجوان و همچنین پرتعدادی این قشر در ایران که نقش مهمی در سیاه لشکرسازی برای رژیم بازی می کند باعث می شود که سوء استفاده از ایشان همواره مدنظر حکومتیان باشد.
این دسته به خصوص در قالب مدارس و تشکلات دانش آموزی به عرصۀ نمایشات کشیده می شوند.
همانطور که گفته شد چون کودکان در بسیاری از موارد به همراه والدین و افراد بزرگسال به خیابانها می آیند، می توان این دسته را به نوعی با تمامی دسته های دیگر دارای قرابت دانست، بدین معنا که در بسیاری از اوقات مرعوب بودن، مذهبی بودن، طماع بودن و یا حکومتی و مزدور بودن والدین باعث حضور کودکان در اجتماعات حکومتی می شود.
کودکان و نوجوانان از قربانیان اصلی رژیم فاسد اسلامی هستند و صدمۀ بالایی را از اوضاع محیطی متحمل می شوند.



--------------------------------------------------------------------------------------

نتیجه گیری:
با نگاهی به طیفهای اجتماعی اشاره شده، می توان دریافت که بخش اعظمی از اجتماعات حکومتی متشکل از افرادیست که در واقع هیچ گونه وابستگی و دلبستگی به حکومت ندارند و پیش از هر چیز به دغدغه های اقتصادی و شخصی خود می اندیشند و از این رو مسائل اجتماعی و سیاسی جایگاهی حاشیه ای برای ایشان دارد.
طیف مرعوبان و ساده لوحان از این گونه اند.
در مورد بخش کودک و نوجوان نیز احتیاج به توضیح خاصی نیست.
اما در کل می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که این اقشار مردمی از نظر کمی نقش حیاتی و محوری برای رژیم بازی می کنند و جمعیتشان به مراتب از طیف سنتی و افراطی و وابستگان به قدرت بیشتر است.

از این رو نقش تبلیغات و اطلاع رسانی
در لایه های درونی اجتماع که مردم را با آلترناتیو ها و راهکارهای ریشه ای برای مرتفع شدن مشکلاتشان آشنا کند، بیش از هر چیز خودنمایی می کند.
باید به این امر توجه کرد که نفوذ رسانه های ارتباط جمعی متعلق به مخالفین رژیم در اقشار محروم اجتماع که سهم عمدۀ جمعیتی را تشکیل می دهند بسیار پایین است و حتی اگر میلی به کسب اطلاعات صحیح نیز در آنها یافت شود، اساساً مقدورات مالیشان کفاف تهیۀ کامپیوتر و اینترنت و ماهواره را نمی دهد. در مقابل، پروپاگاندای صدا و سیمای رژیم شبانه روز در حال مغزشویی ایشان است.
نسل جوان این طیف معمولاً برای رهایی از فشارهای روزمرۀ زندگی، در جایی که امکان استفاده از اینترنت یا دریافت ماهواره را نیز داشته باشند، غالباً به شبکه ها و سایتهای تفریحاتی و سرگرمی آن پناه می برند و به عنوان تسکین دهنده ای موقتی از آن بهره می جویند!

گاه این تلقی اشتباه در میان فعالان اینترنتی پیش می آید که مسائل مطروحه در سایتها و وبلاگها و فیسبوک و ... احتمالاً به گوش همگان در ایران می رسد که شوربختانه این تصور با واقعیت انطباق کافی ندارد.
مخاطبان اصلی اخبار و مقالات و نماهنگها و بحثها و گفتگوها و ... که در اینترنت و ماهواره توسط مخالفین رژیم اسلامی منتشر می شود، در درون کشور تنها دانشجویان و بخشی از طبقۀ متوسط به بالا و تحصیلکردۀ جامعه هستند و حتی در این قشر نیز مشکلات برقراری ارتباطات با جهان آزاد از طریق اینترنت و ماهواره وجود دارد و بدینرو بی اطلاعی از اخبار پیرامون در میان تحصیلکردگان و فرهنگیان نیز امری دور از ذهن نیست.

به هر حال ضرورت تحول در بسیاری از سیاستهای جنبش مردمی از جمله تاکید هر چه بیشتر بر دغدغه های اقتصادی و معیشتی مردم و تبلیغات گسترده و موثر در این خصوص کاملاً حس می شود.

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

حفظ هویت در تظاهرات با پوشش چهره

تدابیر امنیتی را برای جلوگیری از شناسایی شدن در تظاهرات لحاظ نمائید! از ماسک ساده و عینک تیره استفاده کنید!

ماهیت حکومت فعلی، تشخیص هدف، تاکتیک و استراتژی و سازماندهی

ماهیت حکومت فعلی، تشخیص هدف، تاکتیک و استراتژی و سازماندهی

با اقتباس از کتاب "براندازی حکومت اسلامی" از دکتر رامین کامران


  • ماهیت حکومت فعلی:
رژیم اسلامی یک نظام توتالیتر است.

تعریف نظام توتالیتر: نظامی که می کوشد یک ایدئولژی خاص را فراگیر کند و آن را در برابر دموکراسی و لیبرالیسم علم نماید و بر تمامی وجوه فردی و اجتماعی ملت نظارت داشته باشد.

سه دروۀ حیات نظامهای توتالیتر یا تام گرا:
مرحلۀ اول:
برقراری جامعۀ ایدئولژیک: خشونت زیاد حکومتی برای تحمیل کردن قالب ایدئولژیک بر جامعه از ویژگیهای این دوره است که نمونۀ آن را از بعد از انقلاب 57 تا اواخر دهۀ 60 شاهد بودیم.

مرحلۀ دوم:
حفظ جامعۀ ایدئولژیک: در این دوره میزان خشونت کاهش می یابد، زیرا جاانداحتن قالب انجام شده و حکومت تنها در برابر خروج جامعه از حدود تعیین شده ایستادگی می کند. این دوره دوران عادی حکومت توتالیتر است که دو دهۀ اخیر را در ایران شامل می شود.

مرحلۀ سوم:
انحطاط نظام: در این دوره نظام به یک بحران وارد می شود که حاصل از سه تنش است:
1- اختلاط مذهب و سیاست (در حکومتهای توتالیتر مذهبی)
2- کشمکش بین جناحهای هیئت حاکمه
3- کشاکش بین دولت و جامعه. (در این مورد توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد.)

به هر حال حکومت توتالیتر قادر نیست در این دوره انتظام حیاتی خود را حفظ کند و مهار جامعه دیگر ممکن نخواهد بود. پوسیدگی و غیرواقعبینانه بودن آرمانهای مطلق مورد تبلیغ حکومت در نظر جامعه رسوا شده و فساد درونی آن هر چه بیشتر علنی می گردد. این دوره در پایان به سقوط حکومت منجر می شود.


  • هدف مبارزاتی:
هدف نهایی مورد تفاهم همۀ ما باید تغییر نظام سیاسی کنونی و تبدیل آن به یک نظام دموکرات و سکولار باشد که حقوق همۀ اندیشه ها تا حد امکان در آن حفظ گردد.


  • تاکتیک:
تعریف: اقدامات کوتاه مدت، مشخص و فشردۀ مبارزاتی با در نظرگیری توان، مکان و زمان

نافرمانی مدنی:
این تاکتیک بیش از هر چیز موجب بالارفتن اتحاد و اعتماد به نفس ملی می شود و در ضمن می تواند ضربه هایی را نیز به حاکمیت وارد آورد.
علیرغم اینکه این روش بیشتر در نظامهای دموکراتیک و اتوریتر کاربردیست اما در نظام توتالیتر کنونی نیز می توان از گونه هایی ازاین تاکتیک سود جست:
- اعتصابات وسیع در صنعت نفت و کارخانجات صنعتی و بازار
- بیرون کشیدن پول از بانک های دولتی و فروختن سهام های دولتی بورس
- سر دادن شعار، شبانگاه بر روی پشت بامها برای بالابردن وحدت و اعتماد به نفس ملی
- گرفتن مراسم سوم و هفتم و چهلم شهدای آزادی و بزرگداشت خاطره ی آن ها در مناسبت های مختلف
- حرکات هماهنگ اجتماعی از قبیل بوق زدن و تجمع بدون سر دادن شعار
- تحریم کردن خرید اجناس تبلیغ شده در صدا و سیما (دستگاه پروپاگاندای حکومت)
و ...

رفراندوم:
این تاکتیک در مرحله های بعدی عملیست و آن را می توان مرحلۀ نهایی استراتژی دانست، چرا که بایستی یا حکومت به طور کامل سقوط کرده و این عامل اصلی بازدارنده حذف شده باشد که مطلوبترین حالت ما خواهد بود و یا در غیر این صورت باید حداقل بازوان قدرت در نظام در مقابل فشارهای مردمی از داخل و خارج از کشور؛ از موضع خود عقب نشینی کامل کرده باشند و خود را ناچار به پذیرش خواست مردم ببینند و شرایط رفراندوم تحت نظر سازمانهای بین المللی برقرار گردد. این مقوله ابعاد دیگری نیز دارد که برای اختصار در این نوشتار از پرداختن بدان چشم پوشی می شود.

  • استراتژی:
تعریف: طرح نقشه و خط مشى کلی و بلندمدت مبارزاتی در راه رسیدن به هدف

برای تعیین استراتژی در برابر نظام اسلامی ایران، باید تنشهای ذکر شده در قسمت انحطاط نظام را مورد توجه قرار داد.
تنش اول یعنی اختلاط مذهب و سیاست چون قائم به ذات نظام است، مستقل از دو تنش دیگر است و مهارشدنی هم نیست و بعد از سقوط نظام مرتفع می شود.
به تنش دوم یعنی کشمکش بین جناحهای هیئت حاکمه نیز نمی توان به تنهایی دل بست و آن را موجب تغییر اساسی در نظام دانست، چرا که دعوای طرفین بر سر تقسیم قدرت و تصاحب مسئولیتهای محوری نظام است و تغییر به قالب کلی مربوط نمی شود.
تنها زمانی که این شکاف، به عمق کافی برسد و مسئلۀ حذف یکی از طرفین پررنگ شود، می توان آن را در جهت فلج نظام در چارچوب استراتژی جای داد.
تنش سوم نیز یعنی تنش میان دولت و جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است و ضربۀ کاری ملت را برای شکستن کمر نظام بسیج می کند.

مراحل استراتژی:
1- تبلیغات
2- استفاده از بحرانها
3- تصرفات
4- نوشتن قانون اساسی جدید (ن.ک. رفراندوم)

1- تبلیغات:
اين بخش از کار پرزحمت، محتاج انضباط و کند است. اغراق نخواهد بود که بگوييم مهمترين بخش کار همين يكی است، يعنی بخش تبليغ. بايد توجه داشت که هدف از تبليغات مطلقاً مخالف کردن مردم با نظام اسلامی نيست. اين زحمت را خود حكومت ميكشد و بسيار هم خوب از عهده برميايد. هدف شكل دادن به مخالفت است و مؤثر کردنش در براندازی رژيم.
اهم این اقدامات عبارتند از راهنمايی مردم به سمت اين امر که مشكل ايران سياسی است و بايد برای آن راه حل سياسی جست. اين راه حل تغيير نظام سياسی است و برقراری دمكراسی ليبرال و لائيك و آنچه که بايد به عنوان شعار مبارزه در ميان نهاد و بر آن تأکيد بيشتر نمود لائيسيته است چون همه گير شدن آن برای رژيم مذهبی ايران کمرشكن خواهد بود. اين رژيم نه توان مقابله با آن را دارد و نه ميتواند با تقليدهای معمولش مشابه اسلامی آنرا به بازار بفرستد.
حساسترین نقطۀ تبلیغات انتخاب شعار درست است، یعنی رواج بخشیدن به فکر لائیسیته و بسیج کردن مردم حول آن.انتخاب درست شعار در سرنوشت حرکت نقش تعيين کننده خواهد داشت. شعار ميبايد درست و معقول و روشن باشد، ولی اين سه شرط در عين لازم بودن کافی نيست. ميدان کاربرد شعار ميدان عمل است. شعار ميبايد کاربر باشد، هدف را به درستی و از جنبه ای که بايد مشخص کند، طرفهای دعوا را به درستی از هم متمايز سازد و به حريف امكان ندهد تا آنرا تصاحب نمايد و به حساب خود بگذارد و در نهايت بايد توان بسيج نيرو داشته باشد.
(* اگر توجه کرده باشید، بیشترین حساسیت و دغدغۀ رژیم نیز تاکنون در رابطه با شعارهای مردم مانند "جمهوری ایرانی"، "نه غزه، نه لبنان" و ... بوده است.)
دستگاه اطلاعاتی رژیم می کوشد که تا جای امکان شعارها و حرکات مردمی را منحرف و مصادره کند و به این دلیل انتخاب شعاری واضح و صریح و غیرقابل تصاحب از سوی رژیم که بر جدایی دین از حکومت تاکید داشته باشد بسیار مهم می باشد.

2- استفاده از بحرانها:
در این مورد در بخش تنشها توضیح داده شد.

3- تصرفات:
این مرحله نیازمند شرکت وسیع مردمی دارد که تا اندازۀ زیادی به هدف نهایی ارائه شدۀ بالا اعتقاد داشته باشند و بتوانند با دیگران همصدا شوند.
همچنین در این مرحله لزوم تشکیل هسته های مقاومت و سازماندهی آنها اهمیت فراوان دارد.
در ادامه تصرف نهادهای دولتی اعم از نظامی و انتظامی و سازمانهای پروپاگاندای حکومتی مانند صدا و سیما از مقاصد این مرحله خواهند بود.

  • سازماندهی:
طبعاً سازماندهی هم بايد طوری صورت بپذيرد که در درجۀ اول از عهدۀ تبليغ در شرايط فعلی بر بيايد و در عين حال بتواند به موقع تحول پيدا آند و در مراحل بعدی مبارزه کارساز باشد.

نوع سازمان: باید به این دو متغیر توجه داشت: کارآیی و آسیب پذیری.

دستگاه هرمی وار: در این شیوه هر شخص دارای یک گروه زیر مجموعه و بدین ترتیب هر زیر مجموعه نیز خود دارای گروه زیرمجموعۀ دیگریست.
این گروه دارای بالاترین کارآییست اما شکنندگی و آسیب پذیری آن نیز زیاد است و به نیرویهای اطلاعاتی فرصت نفوذ می دهد بنابراین نمی توان از این شیوه استفاده نمود.

دستگاه خوشه ای: این شیوه مورد استفادۀ گروههای چریکیست. در این حالت ارتباط سلولها و سلسله مراتب به جا می ماند اما تقسیم کار بسیار ضعیف می شود و از بین رفتن یک یا چند سلول از سوی نیروهای اطلاعاتی ضربۀ خاصی به کل ساختار نمی زند.
برای هدفی که ما داریم بهترین روش تشکیل سلولهای مجزاست که هیچ لزومی هم ندارد که با هم در ارتباط باشند.

اندازۀ هر سلول باید بر اساس دو معیار تعیین شود، یکی جلب نظر نکردن که معیار امنیتیست و دیگر گردآوردن افراد کافی برای بحث و عمل که معیار کارآیی است. احتمال اینکه اعضای آن بتوانند از سه نفر کمتر یا از ده نفر بیشتر باشند بسیار کم است ولی به هر حال تشخیص این امر با اعضای سلول است. در گروههای عملیاتی انضباط کاری و توجه به زمان و برنامه نقشی اساسی و تعیین کننده دارد

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

ضرورت شعارهای اقتصادی در تظاهرات 25 بهمن



یکی از مسائلی که در اعتراضات مردمی پس از انتصابات رژیم اسلامی در سال گذشته شوربختانه مورد کم توجهی قرار گرفت و در نهایت تاثیری منفی بر نفوذ و گسترۀ اجتماعی جنبش آزادیخواهانه گذارد، غافل شدن از جنبش کارگری و پتانسیل بالای آن در صحنۀ مبارزات بود.
آنچه که بیش از هر چیز اقشار مستمند و ضربه پذیر اجتماع را که دغدغه های مالی برایشان به حق در بالاترین درجۀ اهمیت قرار دارد به مشارکت در تظاهرات ترغیب می کند، واضح و صریح شدن اهداف اقتصادی جنبش مردمیست. از این رو بایستی در کنار شعارهای مدنی و آزادیخواهانه، به شعارهای اقتصادی که خواست بخش عظیمی از ایرانیان را در بردارد توجهی ویژه نمود.
اگر این جنبش به دنبال دستیابی به ایرانی آزاد برای همۀ ایرانیان است باید بکوشد که خود بازتابی از نیازها، آمال و افکار ایشان باشد بنابراین با در نظرگیری تجربیات سال گذشته و ضرورت تصحیح و بهینه سازی شیوه های مبارزاتی، لزوم گنجاندن شعارهای اقتصادی در تظاهرات روز 25 بهمن ماه بیش از پیش احساس می شود.
در تظاهرات ضد استبدادی کشورهای تونس و مصر نیز جایگاه پراهمیت خواستهای اقتصادی مردم در قالب شعارها و پلاکاردها به وضوح قابل مشاهده بود.

درود بر هموطنان

این وبلاگ را برای انتشار نظراتم در شبکه های اجتماعی ایجاد کردم.
هر چند که در سالیان گذشته، فعالیت بیشتری در حیطۀ وبلاگ - و فروم نویسی داشتم اما با بالا رفتن مشغله های شخصی بر آن شدم که تنها هر از چند گاهی مطالبی را در فیس بوک و تارنماهای اجتماعی دیگر بگذارم.
خوشحالم که در سالهای اخیر، جوانان پرشورو خردمند ایرانی به صورت پرشمار درعرصۀ نقد دین و خرافه به فعالیت پرداخته اند و در راستای روشنگری جامعۀ دین زدۀ ایران تلاشی جانانه دارند.