۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

ماهیت حکومت فعلی، تشخیص هدف، تاکتیک و استراتژی و سازماندهی

ماهیت حکومت فعلی، تشخیص هدف، تاکتیک و استراتژی و سازماندهی

با اقتباس از کتاب "براندازی حکومت اسلامی" از دکتر رامین کامران


  • ماهیت حکومت فعلی:
رژیم اسلامی یک نظام توتالیتر است.

تعریف نظام توتالیتر: نظامی که می کوشد یک ایدئولژی خاص را فراگیر کند و آن را در برابر دموکراسی و لیبرالیسم علم نماید و بر تمامی وجوه فردی و اجتماعی ملت نظارت داشته باشد.

سه دروۀ حیات نظامهای توتالیتر یا تام گرا:
مرحلۀ اول:
برقراری جامعۀ ایدئولژیک: خشونت زیاد حکومتی برای تحمیل کردن قالب ایدئولژیک بر جامعه از ویژگیهای این دوره است که نمونۀ آن را از بعد از انقلاب 57 تا اواخر دهۀ 60 شاهد بودیم.

مرحلۀ دوم:
حفظ جامعۀ ایدئولژیک: در این دوره میزان خشونت کاهش می یابد، زیرا جاانداحتن قالب انجام شده و حکومت تنها در برابر خروج جامعه از حدود تعیین شده ایستادگی می کند. این دوره دوران عادی حکومت توتالیتر است که دو دهۀ اخیر را در ایران شامل می شود.

مرحلۀ سوم:
انحطاط نظام: در این دوره نظام به یک بحران وارد می شود که حاصل از سه تنش است:
1- اختلاط مذهب و سیاست (در حکومتهای توتالیتر مذهبی)
2- کشمکش بین جناحهای هیئت حاکمه
3- کشاکش بین دولت و جامعه. (در این مورد توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد.)

به هر حال حکومت توتالیتر قادر نیست در این دوره انتظام حیاتی خود را حفظ کند و مهار جامعه دیگر ممکن نخواهد بود. پوسیدگی و غیرواقعبینانه بودن آرمانهای مطلق مورد تبلیغ حکومت در نظر جامعه رسوا شده و فساد درونی آن هر چه بیشتر علنی می گردد. این دوره در پایان به سقوط حکومت منجر می شود.


  • هدف مبارزاتی:
هدف نهایی مورد تفاهم همۀ ما باید تغییر نظام سیاسی کنونی و تبدیل آن به یک نظام دموکرات و سکولار باشد که حقوق همۀ اندیشه ها تا حد امکان در آن حفظ گردد.


  • تاکتیک:
تعریف: اقدامات کوتاه مدت، مشخص و فشردۀ مبارزاتی با در نظرگیری توان، مکان و زمان

نافرمانی مدنی:
این تاکتیک بیش از هر چیز موجب بالارفتن اتحاد و اعتماد به نفس ملی می شود و در ضمن می تواند ضربه هایی را نیز به حاکمیت وارد آورد.
علیرغم اینکه این روش بیشتر در نظامهای دموکراتیک و اتوریتر کاربردیست اما در نظام توتالیتر کنونی نیز می توان از گونه هایی ازاین تاکتیک سود جست:
- اعتصابات وسیع در صنعت نفت و کارخانجات صنعتی و بازار
- بیرون کشیدن پول از بانک های دولتی و فروختن سهام های دولتی بورس
- سر دادن شعار، شبانگاه بر روی پشت بامها برای بالابردن وحدت و اعتماد به نفس ملی
- گرفتن مراسم سوم و هفتم و چهلم شهدای آزادی و بزرگداشت خاطره ی آن ها در مناسبت های مختلف
- حرکات هماهنگ اجتماعی از قبیل بوق زدن و تجمع بدون سر دادن شعار
- تحریم کردن خرید اجناس تبلیغ شده در صدا و سیما (دستگاه پروپاگاندای حکومت)
و ...

رفراندوم:
این تاکتیک در مرحله های بعدی عملیست و آن را می توان مرحلۀ نهایی استراتژی دانست، چرا که بایستی یا حکومت به طور کامل سقوط کرده و این عامل اصلی بازدارنده حذف شده باشد که مطلوبترین حالت ما خواهد بود و یا در غیر این صورت باید حداقل بازوان قدرت در نظام در مقابل فشارهای مردمی از داخل و خارج از کشور؛ از موضع خود عقب نشینی کامل کرده باشند و خود را ناچار به پذیرش خواست مردم ببینند و شرایط رفراندوم تحت نظر سازمانهای بین المللی برقرار گردد. این مقوله ابعاد دیگری نیز دارد که برای اختصار در این نوشتار از پرداختن بدان چشم پوشی می شود.

  • استراتژی:
تعریف: طرح نقشه و خط مشى کلی و بلندمدت مبارزاتی در راه رسیدن به هدف

برای تعیین استراتژی در برابر نظام اسلامی ایران، باید تنشهای ذکر شده در قسمت انحطاط نظام را مورد توجه قرار داد.
تنش اول یعنی اختلاط مذهب و سیاست چون قائم به ذات نظام است، مستقل از دو تنش دیگر است و مهارشدنی هم نیست و بعد از سقوط نظام مرتفع می شود.
به تنش دوم یعنی کشمکش بین جناحهای هیئت حاکمه نیز نمی توان به تنهایی دل بست و آن را موجب تغییر اساسی در نظام دانست، چرا که دعوای طرفین بر سر تقسیم قدرت و تصاحب مسئولیتهای محوری نظام است و تغییر به قالب کلی مربوط نمی شود.
تنها زمانی که این شکاف، به عمق کافی برسد و مسئلۀ حذف یکی از طرفین پررنگ شود، می توان آن را در جهت فلج نظام در چارچوب استراتژی جای داد.
تنش سوم نیز یعنی تنش میان دولت و جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است و ضربۀ کاری ملت را برای شکستن کمر نظام بسیج می کند.

مراحل استراتژی:
1- تبلیغات
2- استفاده از بحرانها
3- تصرفات
4- نوشتن قانون اساسی جدید (ن.ک. رفراندوم)

1- تبلیغات:
اين بخش از کار پرزحمت، محتاج انضباط و کند است. اغراق نخواهد بود که بگوييم مهمترين بخش کار همين يكی است، يعنی بخش تبليغ. بايد توجه داشت که هدف از تبليغات مطلقاً مخالف کردن مردم با نظام اسلامی نيست. اين زحمت را خود حكومت ميكشد و بسيار هم خوب از عهده برميايد. هدف شكل دادن به مخالفت است و مؤثر کردنش در براندازی رژيم.
اهم این اقدامات عبارتند از راهنمايی مردم به سمت اين امر که مشكل ايران سياسی است و بايد برای آن راه حل سياسی جست. اين راه حل تغيير نظام سياسی است و برقراری دمكراسی ليبرال و لائيك و آنچه که بايد به عنوان شعار مبارزه در ميان نهاد و بر آن تأکيد بيشتر نمود لائيسيته است چون همه گير شدن آن برای رژيم مذهبی ايران کمرشكن خواهد بود. اين رژيم نه توان مقابله با آن را دارد و نه ميتواند با تقليدهای معمولش مشابه اسلامی آنرا به بازار بفرستد.
حساسترین نقطۀ تبلیغات انتخاب شعار درست است، یعنی رواج بخشیدن به فکر لائیسیته و بسیج کردن مردم حول آن.انتخاب درست شعار در سرنوشت حرکت نقش تعيين کننده خواهد داشت. شعار ميبايد درست و معقول و روشن باشد، ولی اين سه شرط در عين لازم بودن کافی نيست. ميدان کاربرد شعار ميدان عمل است. شعار ميبايد کاربر باشد، هدف را به درستی و از جنبه ای که بايد مشخص کند، طرفهای دعوا را به درستی از هم متمايز سازد و به حريف امكان ندهد تا آنرا تصاحب نمايد و به حساب خود بگذارد و در نهايت بايد توان بسيج نيرو داشته باشد.
(* اگر توجه کرده باشید، بیشترین حساسیت و دغدغۀ رژیم نیز تاکنون در رابطه با شعارهای مردم مانند "جمهوری ایرانی"، "نه غزه، نه لبنان" و ... بوده است.)
دستگاه اطلاعاتی رژیم می کوشد که تا جای امکان شعارها و حرکات مردمی را منحرف و مصادره کند و به این دلیل انتخاب شعاری واضح و صریح و غیرقابل تصاحب از سوی رژیم که بر جدایی دین از حکومت تاکید داشته باشد بسیار مهم می باشد.

2- استفاده از بحرانها:
در این مورد در بخش تنشها توضیح داده شد.

3- تصرفات:
این مرحله نیازمند شرکت وسیع مردمی دارد که تا اندازۀ زیادی به هدف نهایی ارائه شدۀ بالا اعتقاد داشته باشند و بتوانند با دیگران همصدا شوند.
همچنین در این مرحله لزوم تشکیل هسته های مقاومت و سازماندهی آنها اهمیت فراوان دارد.
در ادامه تصرف نهادهای دولتی اعم از نظامی و انتظامی و سازمانهای پروپاگاندای حکومتی مانند صدا و سیما از مقاصد این مرحله خواهند بود.

  • سازماندهی:
طبعاً سازماندهی هم بايد طوری صورت بپذيرد که در درجۀ اول از عهدۀ تبليغ در شرايط فعلی بر بيايد و در عين حال بتواند به موقع تحول پيدا آند و در مراحل بعدی مبارزه کارساز باشد.

نوع سازمان: باید به این دو متغیر توجه داشت: کارآیی و آسیب پذیری.

دستگاه هرمی وار: در این شیوه هر شخص دارای یک گروه زیر مجموعه و بدین ترتیب هر زیر مجموعه نیز خود دارای گروه زیرمجموعۀ دیگریست.
این گروه دارای بالاترین کارآییست اما شکنندگی و آسیب پذیری آن نیز زیاد است و به نیرویهای اطلاعاتی فرصت نفوذ می دهد بنابراین نمی توان از این شیوه استفاده نمود.

دستگاه خوشه ای: این شیوه مورد استفادۀ گروههای چریکیست. در این حالت ارتباط سلولها و سلسله مراتب به جا می ماند اما تقسیم کار بسیار ضعیف می شود و از بین رفتن یک یا چند سلول از سوی نیروهای اطلاعاتی ضربۀ خاصی به کل ساختار نمی زند.
برای هدفی که ما داریم بهترین روش تشکیل سلولهای مجزاست که هیچ لزومی هم ندارد که با هم در ارتباط باشند.

اندازۀ هر سلول باید بر اساس دو معیار تعیین شود، یکی جلب نظر نکردن که معیار امنیتیست و دیگر گردآوردن افراد کافی برای بحث و عمل که معیار کارآیی است. احتمال اینکه اعضای آن بتوانند از سه نفر کمتر یا از ده نفر بیشتر باشند بسیار کم است ولی به هر حال تشخیص این امر با اعضای سلول است. در گروههای عملیاتی انضباط کاری و توجه به زمان و برنامه نقشی اساسی و تعیین کننده دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر