۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

بررسی ماهیت توده های حاضر در نمایشات رژیم اسلامی


در ساختار اجتماعات حماسه ساز حکومتی! همواره افراد و اقشاری شرکت می کنند که از نظر کمی و کیفی مورد بهره برداری دستگاه پروپاگاندای رژیم قرار می گیرند.
شناخت تفاوتها و تمایزهای میان این اقشار برای رویارویی عقلانی با آنها الزامیست و در تحلیل تحولات جنبشهای اجتماعی نیز
بایستی همواره نقش و تاثیر آنها مد نظر قرار گیرد.

در این بین مهمترینها عبارتند از:

1- حکومتیان (نقش کیفی)
2- شریکان (نقش کیفی)
3- افراطیان (نقش کمی و کیفی)
4- سنتیان (نقش کمی و کیفی)
5- ساده لوحان(نقش کمی)
6- روسپیان (نقش کیفی)
7- مرعوبان (نقش کمی)
8- نابالغان (نقش کمی و کیفی)



1- حکومتیان:
دستۀ اول شامل باند قدرت و در واقع کارگردانان نمایشهای حکومتیست که همگی اعضای نافذ و دارای پایگاه و جایگاه و منسب در ساختار دیکتاتوری می باشند.
افراد فوق الذکر از لحاظ کمی نقش مهمی در اجتماعات ندارند، بلکه حضورشان از لحاظ کیفی و تبلیغاتی واجب است.


2- شریکان:
اعضای این دسته نیز به نوعی با ساختار قدرت در پیوند هستند و از گوشه ای از این سیستم فاسد به طور مستقیم ارتزاق می کنند.
حضور این حماسه سازان پشمکی، هوشیارانه و از روی آگاهی ایشان به ابعاد و جوانب کار است و دارای منافعی کلان و دراز مدت از ماندگاری سیستم کنونی هستند. بخشی از بدنۀ نظامیان، بازاریان و دولتیان بالارتبه و آخوندان میان رتبه به این دسته تعلق دارند.
این حامیان تا جای ممکن برای حفظ موقعیت خود با چنگ و دندان، در صحنۀ فساد و جنایت و دریوزگی حاضر هستند.
در ضمن تئورسینهای قدرت ومهملنویسان کیهان و فارس نیوز و صدا و سیما و تولیدات مدرسۀ حقانی و امثالهم نیز که بعضاً حضورشان دیده می شود، در این دسته جای می گیرند.
در ضمن نسل دوم این افراد که بر خوان نعمت و ثروت بادآوردۀ پدران جنایتکار خود نشسته اند، گاه با ظاهری غیرمذهبی و امروزی به ایفای نقش می پردازند.


3- افراطیان:
پایه های ایدئولژیک نظام بر اعضای این دسته استوار است که به طور اخص شامل آخوندان درجه سوم، طلاب و بسیجیان و جوانان شستشوی مغزی داده شده، می شود.
حضور این جیره خواران در هیبت پایگاهها و حسینیه ها و مساجد و ... صورت می گیرد. این دسته از پایینترین درجۀ بهبودیابی و اصلاح پذیری فرهنگی برخوردار است و تلاش ایشان برای حفظ نظام که از روی تعصب و جزمیتشان ناشی می شود و همواره با درگیریهای فیزیکی رادیکال و مخاطره آمیز همراه است (به خصوص در ردۀ سنی جوان و میانسال!) ، زیانهای جانی و فجایع خونباری برای جبهۀ حکومتی و جبهۀ معترضان ضد حکومت دربر دارد.
غالباً گروههای اراذل و اوباش لباس شخصی با نام حکومتی "خودسر!" و نیروهای فشار و سرکوبگران از این دسته انتخاب می شوند.
قویترین بازیگران صحنه همین برادران ارزشی هستند و کاملاً در نقش خود غرق شده اند. ایشان معمولاً قضیه را جدیتر از دیگران می گیرند و در راه آن با تمام وجود جانفشانی می کنند و به این دلیل از نظر تبلیغاتی نیز کارکرد زیادی دارند.


4- سنتیان:
شاید برخی اوقات تشخیص ظاهری این گروه با گروه پیشین مشکل باشد.
برخی از آخوندان محلی و عوام مسن مذهبی سنتی و کم سواد و فرزندان ایشان که خصوصاً در مناطق محروم روستایی و شهری سکنی دارند این دسته را تشکیل می دهند. این افراد قالباً منجمد شده در دهۀ اول انقلاب یا ذوب شده در ولایت و یا ترکیبی از هر دو! هستند و انرژی هسته ای حق مسلمشان است، درحالیکه اساساً تصور و اطلاع چندانی در مورد چیستی آن ندارند.
تلاش برای ایجاد تغییرات فرهنگی در این قشر و آشنا کردن ایشان با دموکراسی و سکولاریسم نیز آب در هاون کوبیدن است و اتلاف انرژیست.
سنتیان از لحاظ روحیۀ تهاجمی در مقایسه با دستۀ افراطیون آزار چندانی ندارند اما به دلیل وجود معضلات اقتصادی در این گروه، ظرفیت افراطی شدن اعضای جوان آن بالاست.
وجود منافع مالی در کنار توجیحات ایدئولژیک این افراد را تبدیل به بسیجی می نماید.


5- ساده لوحان (معروف به ساندیسخوران):
اعضای این دسته که نام ساندیسخوران را نیز به یدک می کشند معرف حضور همگان هستند. ساندیخوران به دلیل ولع و طمع برای به دست آوردن کمترینها و شاید برآوردن احتیاجات پا به عرصۀ نمایش می گذارند و رژیم نیز با مژدگانیهای فریبنده ای چون پرداخت پول و سکه و قبض آب و برق، اهدای غذا و نوشیدنی مجانی، وعدۀ معافیت سربازی و ورود بدون کنکور به دانشگاه و ... این ساده لوحان را به صحن نمایش می کشد و از نظر کمی می توانند کمک بسیاری به اجتماعات حکومتی بنمایند.
این افراد معمولاً سرگرم روزمرگی هستند و حتی به منافع موقتی و گذرای یک روزه نیز دلخوش می باشند و عقیده دارند که "کاچی بهتر از هیچی!" یا "سیلی نقد به از حلوای نسیه!"
متعلقان به این دسته پتانسیل این را دارند که اگر منافع ملموس دیگری را حتی در جبهۀ معترضان به حکومت نیز ببینند، بدانها بپیوندند و اساساً نقش مهمی در معادلات سیاسی نداشته و ندارند و نخواهند داشت. شوربختانه فقر فرهنگی و فقر اقتصادی با غلظت های گوناگون گریبان این افراد را گرفته و در صورت رفع این معضل می توان به بهبود آنها در دراز مدت امیدوار بود.


6
- روسپیان:
حضور این افراد که دارای پروندۀ کیفری هستند نیز بیشتر برای بعد تبلیغاتی نمایشات است و از این رو باید آنها را در این تقسیمبندی جای داد.
از هر دو جنس مذکر و مونث این قشر در قالب نماهایی بسته و حساب شده و به اشکال متفاوت استفادۀ ابزاری می شود.


7- مرعوبان:
این دسته نیز اکثراً از کارمندان و مستمری بگیرانی تشکیل شده که از نظر سازمانی پایین رتبه هستند و با ارعاب مقامات بالاتر و از ترس از دست دادن "همان حقوق بخور و نمیر" و تبعات اداری دیگر به حضور در اجتماعات حکومتی "تن در می دهند" و علیرغم عدم رضایت از اوضاع جاری کشور و شکایت مستمر از وضع دشوار زندگی که معمولاً به صورت پنهان ابراز می شود و عرصۀ ظهور اجتماعی آن قالباً در صحن تاکسی و در مسیر سر کار و خانۀ استیجاری می باشد، مجبور به تظاهر و بازیگری می شوند. این افراد فحشهای خود را در دلشان یا درمیان خانواده و نزدیکان و سایر اماکن امن نثار حکومت می کنند.
دغدغۀ اصلیشان معضلات اقتصادیست و نیم نگاهی نیز به اوضاع سیاسی و فرهنگی دارند و بعضاً اخبار را ازرسانه های خارجی به نحوی دنبال می کنند!
در صورت هرچه قدرتمندتر شدن مخالفان رژیم و در مقابل ضعیف شدن بازدهی موتور سرکوب و ارعاب، اعضای این گروه به میزان بیشتری تغییر موضع داده و به جمع معترضان علنی حکومت اسلامی می پیوندند.
سربازان و دبیرستانیها و شاغلین سایر نهادها نیز که با ابزار تهدید و ارعاب به خیابان کشیده می شوند به این دسته تعلق دارند.


8- نابالغان:
همانطور که از اسم این دسته پیداست، نوجوانان و کودکان و خردسالان تشکیل دهندۀ آن هستند.
شاید بتوان این دسته را به دیگر دسته ها وابسته دانست ولی ابعاد جمعیتی آن ملزم می کند که بدان به صورت جداگانه پرداخته شود.
در واقع آگاهی و قدرت تحلیل پایین و در عین حال بالا بودن احساسات و هیجانات در رده های سنی کودک و نوجوان و همچنین پرتعدادی این قشر در ایران که نقش مهمی در سیاه لشکرسازی برای رژیم بازی می کند باعث می شود که سوء استفاده از ایشان همواره مدنظر حکومتیان باشد.
این دسته به خصوص در قالب مدارس و تشکلات دانش آموزی به عرصۀ نمایشات کشیده می شوند.
همانطور که گفته شد چون کودکان در بسیاری از موارد به همراه والدین و افراد بزرگسال به خیابانها می آیند، می توان این دسته را به نوعی با تمامی دسته های دیگر دارای قرابت دانست، بدین معنا که در بسیاری از اوقات مرعوب بودن، مذهبی بودن، طماع بودن و یا حکومتی و مزدور بودن والدین باعث حضور کودکان در اجتماعات حکومتی می شود.
کودکان و نوجوانان از قربانیان اصلی رژیم فاسد اسلامی هستند و صدمۀ بالایی را از اوضاع محیطی متحمل می شوند.



--------------------------------------------------------------------------------------

نتیجه گیری:
با نگاهی به طیفهای اجتماعی اشاره شده، می توان دریافت که بخش اعظمی از اجتماعات حکومتی متشکل از افرادیست که در واقع هیچ گونه وابستگی و دلبستگی به حکومت ندارند و پیش از هر چیز به دغدغه های اقتصادی و شخصی خود می اندیشند و از این رو مسائل اجتماعی و سیاسی جایگاهی حاشیه ای برای ایشان دارد.
طیف مرعوبان و ساده لوحان از این گونه اند.
در مورد بخش کودک و نوجوان نیز احتیاج به توضیح خاصی نیست.
اما در کل می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که این اقشار مردمی از نظر کمی نقش حیاتی و محوری برای رژیم بازی می کنند و جمعیتشان به مراتب از طیف سنتی و افراطی و وابستگان به قدرت بیشتر است.

از این رو نقش تبلیغات و اطلاع رسانی
در لایه های درونی اجتماع که مردم را با آلترناتیو ها و راهکارهای ریشه ای برای مرتفع شدن مشکلاتشان آشنا کند، بیش از هر چیز خودنمایی می کند.
باید به این امر توجه کرد که نفوذ رسانه های ارتباط جمعی متعلق به مخالفین رژیم در اقشار محروم اجتماع که سهم عمدۀ جمعیتی را تشکیل می دهند بسیار پایین است و حتی اگر میلی به کسب اطلاعات صحیح نیز در آنها یافت شود، اساساً مقدورات مالیشان کفاف تهیۀ کامپیوتر و اینترنت و ماهواره را نمی دهد. در مقابل، پروپاگاندای صدا و سیمای رژیم شبانه روز در حال مغزشویی ایشان است.
نسل جوان این طیف معمولاً برای رهایی از فشارهای روزمرۀ زندگی، در جایی که امکان استفاده از اینترنت یا دریافت ماهواره را نیز داشته باشند، غالباً به شبکه ها و سایتهای تفریحاتی و سرگرمی آن پناه می برند و به عنوان تسکین دهنده ای موقتی از آن بهره می جویند!

گاه این تلقی اشتباه در میان فعالان اینترنتی پیش می آید که مسائل مطروحه در سایتها و وبلاگها و فیسبوک و ... احتمالاً به گوش همگان در ایران می رسد که شوربختانه این تصور با واقعیت انطباق کافی ندارد.
مخاطبان اصلی اخبار و مقالات و نماهنگها و بحثها و گفتگوها و ... که در اینترنت و ماهواره توسط مخالفین رژیم اسلامی منتشر می شود، در درون کشور تنها دانشجویان و بخشی از طبقۀ متوسط به بالا و تحصیلکردۀ جامعه هستند و حتی در این قشر نیز مشکلات برقراری ارتباطات با جهان آزاد از طریق اینترنت و ماهواره وجود دارد و بدینرو بی اطلاعی از اخبار پیرامون در میان تحصیلکردگان و فرهنگیان نیز امری دور از ذهن نیست.

به هر حال ضرورت تحول در بسیاری از سیاستهای جنبش مردمی از جمله تاکید هر چه بیشتر بر دغدغه های اقتصادی و معیشتی مردم و تبلیغات گسترده و موثر در این خصوص کاملاً حس می شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر